تحویل وبلاگ به پسرم - تاریخ: 1399/11/4 ساعت: 16:17
شیوع بیماری کرونا امسال باعث شد مدارس یک ماه قبل از عید تعطیل شود حدودا یک و نیم ماه تعطیلی خواهیم داشت برای همین تصمیم گرفتم در این مدت وبلاگ نویسی را به تو یاد دهم تا یادداشت های خود را از این به بعد هرچند وقت یکبار در وبلاگ خودت ثبت کنی تا هم وبلاگ نویسی را یاد بگیری هم مجموعه یادداشت برای آینده ...
اولین وبلاگ من - تاریخ: 1399/11/4 ساعت: 16:17
درسال 2020به علت شیوع کرونا که براساس گفته ها در چین ازسوپ خفاش اشاعه یافته بود تمام کشور ها با کشور چین مرزهایشان را بسته بودند ولی ایران نبسته بود مدارس به مدت 35 روز از ماه فوریه تا عید تعطیل شدند
روز مفید - تاریخ: 1399/11/4 ساعت: 16:17
دیروز یعنی در تاریخ 1398/12/13 وقتی که از صبح بیدار شدم تمرین های ریاضی ام را نوشتم بعد آن هم پهبادم به یادم افتاد که دیگ کار نمی کند سپس آنرا گذاشتم جلویم و قتی هم که آنرا باز کردم دیدم که یکی از
خرید گوشی آیفون - تاریخ: 1399/11/4 ساعت: 16:17
من پارسال پیش بینی کرده بود که دیگه وقتش وشی جدید برات بخریم. خواستم برای تولدت یک گوشی در حدود 2یا 3 میلیونی برات بخریم ولی تو هدفت گوشی آیفون بود و برای همین مدتها داشتی پولات رو جمع می کردی و باها
خانه تکانی - تاریخ: 1399/1/10 ساعت: 14:46
امروز 28 فروردین است من پس از اینکه یک هفته بطور پیوسته زبانم را مطالعه کردم در امتحان زبانم نود و دو گرفتم و سپس در همان فردای ان روزبا کمک مادرم همان امتحان را دادم و نود گرفتم سپس خانه تکانی شروع شدو مادر م گفت که اگر خانه تکان دهی به تو دویست هزار تومان خوا هم داد و من هم از انجا که دارم برای یک...
عوض شدن صدات - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 10:06
عید امسال بود که صدات کمی تغییر کرد من فکر می کردم از سرما خوردگیه برای همین صدات یه خورده کلفت شده...ولی نه مثل اینکه واقعا بزرگ شدی صدات کلی تغییر کرده ، وقتی کوچه داری بازی می کنی صدای تو از صدای همه بچه ها مجزا شده ، دایی داور و خاله ها خیلی بهت گیر میدن آخه گاهی صدات اینقدر کلفت می شه که خود من...
نتایج آزمون تیزهوشان - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 10:06
5 مرداد ماه آزمون تیزهوشان برگزار شد ، آزمون ریون بود سوالات هوشی که در خیلی از کتابهای کمک آموزشی و در اینترنت به فور می شد پیداش کرد البته تو قبلا این سوالات رو ندیده بودی بعد آزمون بازتاب گسترده ا
کمربند زرد - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 10:06
بالاخره صاحب کمربند زرد در تکواندو شدی خیلی به خودت می بالی استاد امتحان سختی ازت رفته 15 دقیقه دویدی 60 تا درازنشست و 30 تا شنا سوئدی و...کمربند هم خودت خریدی بهترین کمربند رو گرفتی گاهی به 9 یا 10 س
قضیه تالس - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 10:06
خیلی مشتاقی بعضی اصطلاحات ریاضی رو که از من می شنوی زود یاد بگیری ...همیشه در موردش سوال می کنی مثل سینوس ، کسینوس ،...مشتق ، رادیکال ، فیثاغورث ، تالس و... منم سعی می کنم قانعت کنم که هنوز برات زوده
روروک - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 10:06
یک کتابی رو از کتابخانه کانون گرفتی به نام اسباب بازی های قدیمی ...داری از رو کتاب یک روروک برای آیهان درست می کنی تا وقتی بخواد راه بره از اون بگیره و بتونه راه بره..کلی لوله آب و پیچ و... گرفتی چند روزیه حسابی سرت رو گرم کرده با اینکه آلان امتحانات پایان ترم می دی ولی نسبت به زمان عادی مدرسه فراغت...
سرمایه گذاری - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 10:06
از چند سال پیش به فکرسرمایه گذاری هستی و به روشهای مختلفی فکر می کنی مخصوصا سال قبل همین موقع خیلی اصرار داشتی با پولت دلار بخری و پدرت مخالفت کرد آلان همش می گی نذاشتین من دلار بخرم آلان چند برابر شد
مسمومیت با غذای مامانجون - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 10:06
چندماهی است که هر وقت می ریم خونه مامانجون شام می خوریم فرداش تو حالت خراب می شه قی و اسهال شدید می گیریچند باری به خاطر این موضوع نتونستی مدرسه بری و حتی مسابقه نهج البلاه ثبت نام کرده بودی چون دیشبش
فرش - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 10:06
فرش رو تمام کردی رنگبندی فرش رو باباجون کمکت کرد...وقتی تمومش کردی آنا پرداخت فرش رو زد...باباجون وقتی فرش رو نگاه کرد تحسینت کرد و آفرین گفت.وقتی تعطیلات عید تموم شد و فرش رو به معلم هنرت نشون دادی ظاهرا باور نکرده خودت بافتی
خرید زمین - تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 10:06
امروز بابات زمینی رو معامله کرده که خودمون خونه بسازیم.خیلی خوشحالی و از بابات خواستی که قسمتی از زمین رو بهت بده که با میل خودت کارگاه درست کنی
کلاس ششم - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 13:36
امسال مدرسه ات رو عوض کردم مدرسه روح اللهی و آقای خاکپور ...مدرسه هم به خونه نزدیکتر هم همه کلاس زرنگ.امیدوارم همچنین کلاسی کمکت کنه بتونی از مدارس نمونه دولتی قبول بشی.اولین روزی که داشتی تکالیفت رو انجام می دادی ...اومدم اتاقت تا بهت سر بزنم...اصلا
مچ اندازی - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:47
امروز باهم مچ انداختیم...ماشالله...زورم بهت نرسید راحت منو زمین زدی...فکر نمی کردم به این زودیا زورت زیاد شه...بتا حالا وقتی مچ می انداختیم تقریبا تو رو رعایت می کردم تا تو پیروز شی...ولی امروز واقعا منو زمین زدیم هرچه قدرت داشتم بکار گرفتم ولی باختم
کولر آبی - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:47
این روزا هوا خیلی گرم شده شب بابات به فکر یه پنکه یا کولر آبی بود...شب وقتی بابات خواست پنکه بابابزرگ رو چند روزی بیار خونه موافقت نکردند....برای همین از صبح زود رفتی سراغ لب تاب و طرز ساخت کولر آبی رو پیدا کنی...طرز ساختش رو پیدا کردی...تا ظهر یه پنکه مدل کوچک که بتونه با برق شهری کار کنه درست کردی...
کلاس موسیقی - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:47
نمی دونستم برای کلاس موسیقی باید برات سنتور بگیریم...از وقتی شنیدم معلمت گفته باید سنتور بگیرم کمی حالم گرفته...از طرفی نمی خوام کلاست رو ذف کنم از طرفی یک سنتور خوب تقریبا 3 میلیونه...چون دیدی من فعلا قدرت خردیش رو ندارم فورا گفتی مامان من اصلا علاقه ای به موسیقی ندارم این حرفت با اون علاقه ای که ث...
اولین نمره در خانه ریاضی - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:47
در خانه ریاضیات دوبار امتحان گرفتن تا تعیین سطح کنند در بار اول نمره دوم رو گرفتی...و دومین امتحان اولین نمره رو...
سنتور - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:47
از وقتی برات سنتور گرفتیم هر روز تمرین می کنی...بعضی از نت ها خیلی آرام بخشه...و من و بابات لذت می بریمبرچسبها: موسیقی تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ | | نویسنده : r.p |